صداقت

دل نوشته ها

 همه خواب مى‌بينند مردها خواب مى‌بينند. زن‌ها خواب مى‌بينند. حتى بچه‌ها خواب مى‌بينند. همه ما خواب مى‌بينيم، حتى کسانى که ادعا مى‌کنند که خواب نمى‌بينند هم خواب مى‌بينند. در واقع، پژوهشگران دريافته‌اند که افراد معمولاً هر شب چند بار خواب مى‌بينند که هر کدام بين ٥ تا ٢٠ دقيقه طول مى‌کشد. بنابراين، در يک طول عمر معمولى، افراد به طور ميانگين شش سال را صرف خواب ديدن مى‌کنند 

چند نوع خواب وجود دارد؟
 یکی خوابهایی که دقیقاً برآمده از وضعیتی است که انسان خواب دیده در آن بسر می‌برد. گاه این وضعیت مربوط به مناسباتی است که بین او و افراد دیگر برقرار است و گاهی مربوط به روحیات و مکنونات و دغدغه‌ها و نهفته‌های درون خود شخص است.
به تعبیر دیگر، خوابها گاهی بازتاب دهنده وضعیت و شرایط موجود روانی افراد است و گاه بازتاب دهنده مناسبات و تعاملاتی است که بین او و دیگران در جریان است؛ این دسته از خوابها هیچ گاه از آینده خبر نمی‌دهد و ارایه کننده وضعیت آینده فرد نیست، بلکه وضعیت حال انسان را منعکس می‌کند بنا به تحقیی که در این زمینه داشتم به نظر می رسد برخی از آقایان به دلیل خواسته های نفسانی و آرزوهای طولانی در جهت معروفیت ومشهوریت از این استعداد ذاتی وفطری انسانها سوء استفاده می نمایند وسعی دارند ار احساسات وافکار پاک مردم به نفع آرزوهای چندین ساله خود حداکثر استفاد ه را نمایند وبرای خود آبرو و مقامی را دست وپا کنن بایدوخودرا متصل به کاروان باغیرت انقلابیون اوائل انقلاب نمایند    به این آقایان  باید گفت شما که ادعاهای ارتباطات آنچنانی دارید مواظب باشید که با این حرکات احساسات وافکار ناب معنوی مردم را به کجا می کشانید  . حتما میدانید  که در عصر تکنو لوزی واطلاعات فوت کردن وصرف کردن  تمام عمر به منظور خواب دیدن برای دیگران جواب نمی دهد .

نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم اسفند 1393 توسط مجید سالاری
به نظر می رسد خطر واتساب از ماهواره بیشتر است چرا که امروز واتساب فضایی جهت درج نظرات غیر کارشناسی و ترویج بسیاری از منکرات فردی واجتماعی از قبیل غیبت افتراء چشم هم چشمی بحث وجدل غیر منطقی و.. می باشد وخود زمینه ای است برای تلف شدن فرصت های ناب ومحدوده نمودن ابتکار وخلاقیت ها هر چند اذعان داریم اگر هرچه را مدیریت کنیم خود می تواند زمینه رشو وتعالی فرد را فراهم نماید .

نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم بهمن 1393 توسط مجید سالاری

بسمه تعالی

اهالی محترم شهرستان اقلید ـ ایّدهم اللّه‏ تعالی

پیرو درخواستی که در مورد اعزام آقایان اهل علم جهت رسیدگی به وضع منطقه نموده بودید، قرار شد جناب مستطاب ثقة‏الاسلام و المسلمین آقای صفدری و ثقة‏الاسلام والمسلمین آقای آقا شیخ علی اکبر آشتیانی بدانجا بیایند و از نزدیک اوضاع را بررسی نموده و در رفع مشکلات مذهبی و اجتماعی محل اقدام کنند. امید است اهالی محترم نیز فرصت را مغتنم شمرده، از همکاریهای لازمه با آقایان محترم دریغ ننموده و در اصلاح کارها و آرامش منطقه و اتحاد کلمه سعی کافی را مبذول دارند. از خدای تعالی موفقیت همگان را خواستارم. والسلام علیکم و رحمة‏اللّه‏ و برکاته.

به تاریخ 6 ذی‏الحجه 99

روح‏اللّه‏ الموسوی الخمینی 

ايشان در سال 1311 در ولدوند از طوايف ايل كاكاوند لرستان در خانواده­اي خوش نام، متدين و بدنيا آمد. در كودكي پدرش را از دست داد و در دارالمومنين هرسين كرمانشاه در مكتب و مدارس جديد با سختي و گاهي پيمودن كيلومترها پياده مشغول تحصيل شد. سپس با وجود شوق وافر به آموختن معارف اسلامي وارد حوزه علميه كرمانشاه شد و پس از طي مقدمات و ادبيات عرب در سال 1330 به كسوت روحانيت در آمد.

شيخ علي صفدري براي ادامه تحصيل علوم ديني عازم خرم آباد شد و از زمره شاگردان ممتاز حضرت آيت­اله روح اله كمالوند (ره) كه از هم دروه­اي ها و دوستان نزديك حضرت امام خميني (ره) بودند، قرار گرفت. سخت كوشي و خلوص معظم له مورد توجه و عنايت آيت اله كمالوند قرار گرفت. چند سال در نماز جماعت ايشان احكام شرعي را بيان مي­كرد و همزمان دروس سطح را گذراند.

ديدگاههاي فقهي، اجتماعي و سياسي آيت­اله كمالوند و همنشيني با ايشان شخصيت مرحوم صفدري را تحت تاثير قرار داد و تا پايان عمر همواره سيره علمي و عملي معظم­له را راهنما و الگوي خود قرار مي­داد. پس از چند سال اين طلبه جوان از طرف آيت­اله كمالوند به امامت جماعت مسجد جواد الائمه در محله شاه­آباد (مطهري فعلي) خرم­آباد منصوب گرديد و اين مسجد به يكي از پايگاههاي مذهبي و فرهنگي تبديل شد.

در سال 1341 در صف مقدم مبارزه با لايحه انجمن­هاي ايالتي و ولايتي و نهضت روحانيت به  روشنگري و مجاهدت پرداخت. در 15 خرداد 1342 نيز وي پيشاپيش مردم خرم­آباد لرستان شجاعانه به افشاگري بر عليه رژيم پهلوي از طريق سخنراني، پخش ديدگاههاي امام خميني و قرائت قطعنامه­هاي مراجع و روحانيت و اعتراض به كشتار مردم و دستگيري رهبران نهضت پرداخت. در خلال اين مدت چندين بار بازداشت گرديد كه نفوذ و حمايت آيت­اله كمالوند مانع از زنداني شدن ايشان گرديد.

در بهار 1343 همزمان با بيماري و بستري شدن آيت­اله كمالوند در تهران، ايشان بازداشت و روانه زندان قزل قلعة تهران شد. در زندان با بسياري از علماي مبارز از جمله آيت­اله واعظ طبسي، آيت­اله مرواريد، اخوان حجتي كرماني و شهيد مفتح و شهيد باهنر و مرحوم رفيعي (از فعالين فدائيان اسلام) هم بند بود. در زندان عليرغم فشار ساواك رسماً به اعمال غيرقانوني شاه اعتراض و از حضور و مبارزات مردم و روحانيت و حضرت امام، بصورت مستدل و قانوني و شرعي دفاع مي­نمود. تا بدانجا كه در يك مورد اصرار و پافشاري او باعث شد تا بازجوي ساواك مجبور شود تا سئوال خود را پس بگيرد و عذرخواهي كند. شنيدن خبر ارتحال استاد و مرادش او را سخت متاثر نمود و با پافشاري در زندان ساواك را مجبور نمود تا تلگراف تسليت ايشان را مخابره نمايد.

در آخر تابستان همان سال مرحوم صفدري از زندان آزاد شد و پس از زيارت بارگاه ملكوتي حضرت امام رضا(ع) و حضرت معصومه (س) و ديدار با حضرت امام (ره) پيروزمندانه به خرم­آباد بازگشت كه مورد استقبال پرشور و گسترده مردم و روحانيت قرار گرفت. مسجد جواد­الائمه ديگر به يكي از سنگرهاي مهم مبارزات انقلاب اسلامي در لرستان تبديل شده بود و فشار ساواك و شهرباني         نمي­توانست از اقدامات و تلاشهاي فرهنگي، مذهبي و مبارزاتي ايشان ممانعت بعمل آورد. در پايان رمضان سال 1344 نماز عيد را در سرماي زمستان در زمين­هاي باير اطراف مسجد برگزار نمود. در حالي كه جمعيت انبوه نماز عيد را به پايان بردند، مرحوم صفدري در خطبه نماز عيد فطر بشدت به رژيم تاخت و اقدامات غير قانوني آن و خصوصاً تبعيد حضرت امام به تركيه را محكوم نمود و تلگرام امام را نيز قرائت كرد. پس از نماز عيد،  مردم دسته دسته به بيت ايشان مي­آمدند واجتماع پرشوري را فراهم آوردند. چند روز نگذشت كه صفدري از طرف شوراي امنيت به شش ماه تبعيد به بم كرمان محكوم شد و بلافاصله شهرباني در اجراي حكم تبعيد ،  ايشان را دستگير و توسط ژاندارمري به تبعيدگاه انتقال داد. وي فوراً به حكم تبعيد خود اعتراض كرد و آن را غيرقانوني دانست كه اعتراض ايشان در دادگاه تجديدنظر اهواز به تخفيف انجاميد و نهايتاً در بهار 1345 آزاد و به خرم­آباد مراجعت نمود.

زندان و تبعيد بيش از پيش صفدري را مورد توجه و عنايت مردم غيور لرستان قرار داد. در اين سالها عمدتاً ممنوع­المنبر بود. با اين حال به هر طريق به مبارزه برعليه نظام شاهنشاهي ادامه مي­داد. در اين سالها يار وفادار آيت­اله قاضي خرم­آباد (ره) بود كه پس از آيت­اله كمالوند رياست حوزه علميه  خرم­آباد را بعهده گرفته بود، او نيز از اقدامات و مبارزات ايشان حمايت مي­كرد. در اين دوره آیت الله  صفدري از سويي به تحصيل در دوره سطح و سپس خارج فقه نزد حضرات آيات كمالوند، صديقين اصفهاني و شيخ علي­پناه اشتهاردي مشغول بود و با مطالعه و مباحثه بر معلومات فقهي و اسلامي خود غنا مي­بخشيد و از سوي ديگر اشتغالات تحصيلي مانع از فعاليت­هاي مبارزاتي وي نبود و چنانچه گفته شد در رهبري مبارزات انقلاب اسلامي در خرم­آباد و استان لرستان و استانهاي همجوار از جمله كرمانشاه و مناطق عشايرنشين كاكاوند نقش عمده و موثري را ايفا مي­نمود.

http://www.sarbandan.com/wp-content/uploads/2012/05/ayatolah_safdari.jpg

عليرغم مخالفت صريح با نظام شاهنشاهي و استبداد حاكم، با بسياري از عناصر با نفوذ و حتي مقامات لشگري و كشوري و قضايي استان كه متدين و مردمي بودند حشر و نشر و معاشرت مي­نمود و از اين طريق ضمن جلب و جذب آنها از نفوذ آنها براي پيشبرد مبارزات و حل و فصل مشكلات مردم و عشاير استفاده ميكرد. او هيچگاه رابطه خود با عشاير را قطع نكرد. تابستانها به هرسين كرمانشاه مي­رفت و با وسايل ابتدايي نظير اسب و جيپ­هاي قديمي چندين­ماه در بين آحاد مردم و عشاير به فعاليت­هاي مذهبي، تبليغي، روشنگري سياسي مشغول بود. با نفوذي كه در بين عشاير داشت بسياري از اختلافات و حتي خصومت­ها و درگيريهاي آنها را حل و فصل كرده و با راهنمايي و ارشاد فيصله ميداد. بيت او در خرم­آباد علاوه بر اينكه محل مراجعه اقشار مختلف مردم خرم­آباد و شهرهاي اطراف بود همواره پذيراي عشاير، فاميل و دوستان و آشنايان بود و وي

با تعصبات و خرافه­هاي مذهبي سخت مخالفت مي­ورزيد و مسايل را به درستي و با ديدگاه جامع اسلامي تفكيك و قلمروبندي مي­كرد. ایشان ضمن تاکید بر پیروی از زعامت و مرجعيت امام خميني (ره)  به نظرات فقهي، مرحوم آيت اله­العظمي حكيم و مرحوم آيت اله­العظمي سيد احمد خوانساري توجه خاصی داشت .

مسايل روز و سياسي را دنبال ميكرد و در اين زمينه صاحبنظر بود. حتي تحولات سياسي منطقه­اي و بين­المللي از قبيل جنگ اعراب و اسرائيل و مساله فلسطين و مبارزات مردم ويتنام برعليه فرانسه و آمريكا را پيگيري و تحليل مي­نمود. معظم له در خرم آباد با وجود ممنوع­المنبر بود و تحت فشار رژيم و ساواك قرار داشت  وی علیرغم اصرار روحانیون واهالی لرستان که سعی داشتند آقای صفدری اقامت دائم در لرستان داشته باشد علاقه وافر به حضور در جمع علماء وحوزه علمیه قم داشت لذا  در سال 1350 خرم آباد را ترك و عازم قم گرديد.

سكونت وی در قم و حضور در حوزه علميه  فضاهاي جديدي براي فعاليت­هاي درسي، تبليغي و مبارزاتي فراروي ايشان قرار داد. وي در قم از درس خارج اساتيد برجسته و مراجع تقليد از جمله حضرات آيات عظام گلپايگاني، ميرزاجواد تبريزي، و وحيد خراساني بهره برد. سوابق مبارزاتي و علمي اين روحاني مبارز و برجسته مورد توجه ويژه حضرت آيت­الله­العظمي گلپايگاني قرار گرفت و او نيز در ساعات غير درسي در بيت معظم له حضور مي­يافت و از اعضاء شاخص بيت ايشان محسوب مي­گرديد.

آیت الله  صفدري در خلال سال‌هاي اقامت در قم به نمايندگي از سوي حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني جهت بازدید  به حوزه‌هاي علميه شهرستان‌ها و همچنين فعاليت‌هاي تبليغي و ارشادي به شهرستان‌هاي بزرگ و كوچك اعزام مي گرديد. در اين سفرها و در جلسات گوناگون ضمن ترويج معارف و احكام اسلامي و سامان دادن به فعاليت هاي مذهبي و تاسيس پايگاه هاي ديني همواره به افشاگري بر عليه رژيم پهلوي نیز مي پرداخت و روشنگري مردم را سرلوحه كار خود قرار مي داد. در اين ارتباط بارها توسط مقامات امنيتي و ساواك تحت تعقيب و دستگيري قرار گرفت و بارها روانه زندان شد.

مرحوم صفدري در سال 1357 از طرف مراجع قم و خصوصا حضرت آيت الله گلپايگاني به امامت مسجد شيعيان سنندج منصوب و به آن سامان عزيمت نمود و در آنجا به تبليغ و ارشاد مردم اعم از شيعه و سني پرداخت و پس از مدتي اقامت، فعاليت هاي آن مرحوم مورد توجه مردم قرار گرفت و حسينيه سنندج رونق خاصي يافت. از ابتداي شروع دوره جديد مبارزات انقلاب اسلامي در ديماه 1356 ايشان از طريق تريبون حسينيه و جلب همراهي برخي روحانيون و مبارزين و برادران اهل سنت از جمله مرحوم كاك احمد مفتي زاده به مبارزه با رژيم و زمينه سازي برپايي حكومت اسلامي مشغول شد. نقش آیت الله  صفدري در مبارزات شيعيان و اهل سنت و مردم سنندج و استان كردستان بسيار خوش درخشيد خصوصا نفوذ و محبوبيت زيادي در بين نظاميان كه اكثرا شيعه بودند پيدا كرد.

واكنش رژيم به اين اقدامات منجر به دستگيري و تبعيد ايشان به اقليد فارس شد. در تبعيدگاه نيز او آرام نگرفت و مجاهدات ايشان امواج خروشان انقلاب اسلامي را در آن سامان به حركت درآورد و به بار نشاند. در بازگشت از تبعيد  فعاليت­ها و مبارزات ايشان اوج جديدي پيدا كرد  بنحوي كه بطور طبيعي در راس مبارزات مردم كردستان  قرار گرفت. انفجار و تخريب محل اقامت ايشان خشم مردم سنندج را برانگيخت و خود منشايي براي حركات و اعتراضات بعدي شد. بالاخره در زمستان سال 57 مجددا دستگير و به زندان كميته مشترك در تهران فرستاده شد. تحصن گسترده مردم سنندج در اعتراض به زنداني شدن ايشان رژيم را  مجبور به آزادي او نمود كه با استقبال بسيار گسترده و با شكوه مردم سني و شيعه سنندج ايشان مجدداً به آنجا عزيمت نموده و به تمشييت امور مبارزاتي خصوصا جلب همكاري نظاميان به همراهي با خيل عظيم مردم و پناه دادن به سربازان  فراري لشكر 28 كردستان پرداخت.

محل اقامت او محل سازماندهي مبارزات و اعتراضات مردمي و چاپ و تكثير اعلاميه­ها و پيام­هاي حضرت امام (ره) بود كه توسط او و فرزندانش و عده­اي از جوانان با غيرت كرد شيعه و سني و كرمانشاهي، هماهنگي و توزیع  مي­گرديد.

تمامي راهپيمائي­هاي سراسري در سنندج با همت و راهنمايي و رهبري مؤثر ايشان انجام مي­گرفت. فعاليت­هاي مستمر ايشان زمينه اعتصاب و تحصن گسترده كاركنان و كارمندان شريف ارگانها و دواير دولتي را فراهم آورد كه اين اعتصاب توانست اركان رژيم در سنندج را از كار بياندازد.

در بهمن 57 شخصاً و با وجود جو شديد نظامي و امنيتي به راه افتاده مجسمه­هاي شاه را از ميادين شهر برچيد و در 22 بهمن اداره لشكر 28 سنندج را كه موقعيت سوق­الجيشي مهمي داشت بدست گرفت و با انتصاب فرمانده لشكر و تلاش بسيار و خستگي­ناپذير مانع از فروپاشي ارتش در كردستان شد و همانطور كه همگان مي­دانند و در اسناد و كتب متعددي نيز منعكس و به چاپ رسيده است به همين دليل و به واسطه نقش رهبري و فرماندهي ايشان، حمله سازماندهي شده تجزيه­طلبان كردستان براي تصرف پادگان سنندج بي­نتيجه ماند. اين مجاهدات مورد تأييد حضرت امام خميني قرار گرفت و معظم له طي پيامي كه توسط حضرت آيت­الله نوري همداني ابلاغ گرديد ضمن تأييد فعاليت­ها و تقدير از حسن درايت وي، ايشان را بعنوان نماينده خود جهت اداره امور كردستان ابقاء نمودند. مرحوم صفدري پس از چندي و جهت جلوگيري از سوءاستفاده ضد انقلاب و پاره­اي ملاحظات خاص سنندج را ترك و به قم بازگشت. در جو سنگيني كه برعليه او و از طرف عناصر چپ و ماركسيست­ها در ارتباط با مسائل كردستان و به قصد ضربه زدن به انقلاب به راه افتاده بود؛ فقط به خاطر حفظ مصالح انقلاب و جمهوري اسلامي به توصيه رهبر انقلاب سكوت اختيار نمود. با اين حال حضرت امام شخصاً  در چندين ملاقات و سخنراني فعاليت­ها و تلاش­ها و مبارزات ايشان در كردستان را مورد تأييد و تمجيد قرار داد. پس ازترك  كردستان به فعاليت­ها و تلاش­هاي خود در سنگرهاي مختلف دفاع از انقلاب و تحكيم نهادهاي برخاسته از انقلاب و جمهوري اسلامي ادامه داد و سمت­ها و مسئوليت­هاي زيادي را برعهده گرفت كه به تأييد و نظر متقدمين و كاردانان خبره در همه آنها بخوبي توانست در تحكيم مباني نظام جمهوري اسلامي نقش مؤثر و بسزايي ايفا كند. تجزيه و تحليل نقش و تلاش­هاي مذكور از حوصله اين مقال خارج است و صرفاً به برخي از آنها اشاره مي­شود:

1-  اعزام ايشان از سوي حضرت امام (ره) به اتفاق حجت الاسلام و المسلمين آشتياني به اقليد فارس و حل و فصل اختلافات و تنش­هاي آنجا

2-    نمايندگي امام و تشكيل جهادسازندگي در دماوند

3-    امامت جمعه در شهرستانهاي سميرم و آباده

4-    حاكم شرع دادگاه­هاي انقلاب اسلامي سيستان و بلوچستان و تلاش مؤثر در برقراري امنيت در اين استان مرزي و حساس

5-  نماينده حضرت امام و رياست سازمان عقيدتي سياسي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي كه در اين سمت و در ابتداي جنگ تحميلي با درايت به حل و فصل مشكلات نيروي هوايي اقدام كرد و با زحمت زياد عده زيادي از پرسنل نيروي هوايي را كه به ناحق پاكسازي شده بودند به دامان ارتش و نيروي هوايي بازگرداند تا بتوانند در پيشبرد دفاع از كشور مشاركت نمايند.

6-     حاكم شرع و رئيس دادگاه­هاي استان چهار محال و بختياري

7-    رياست دادگستري و حاكم شرع دادگاه­هاي انقلاب اسلامي كاشان

8-    رياست كل دادگستري و حاكم شرع دادگاه­هاي انقلاب اسلامي استان اصفهان

9-    بنيانگذار و رياست كل دادگستري استان تهران

10-  دادستان انتظامي قضات كشور

11-  رياست شعبه 31 ديوان عالي كشور

 

عمده فعاليت­هاي ايشان پس از پيروزي انقلاب اسلامي پذيرش سمت­هاي مهم و حساس قضايي بوده است كه با پيشنهاد و اصرار مرحود آيت­الله مهدي قاضي خرم­آبادي كه معاونت وقت شورايعالي قضايي را برعهده داشت وارد دستگاه قضايي شدند.

ايشان معتقد بودند كه عليرغم ابعاد حكومتي و قانوني در تصدي سمت قضاء رعايت جميع مسائل و احتياطات شرعيه را بنمايند و در اين راستا همواره براي قضاوت شخصاً از مراجع عظام وقت اجازه قضاوت دريافت مي­كردند.

با اينكه از ابتداي طلبگي، در بحبوحة فعاليت­ها و مطالعات سياسي قرار داشت و بنحوي مسائل و جريانات سياسي را درك و داراي تحليل و ايده در اين رابطه بودند، چون به ضرورت­هاي پذيرش سمت­هاي قضايي وقوف داشت در طول اين سالها از دخالت مستقيم در امور سياسي و جناحي اجتناب مي­ورزيد تا در قضاوت واقعاً رعايت بي­طرفي و عدالت مرعي  باشد. به شدت مخالف دخالت عناصر و ديدگاه­هاي نظامي و امنيتي در امور حقوقي و قضايي بود و سعي مي­كرد كه مسئولين را به اين موضوع توجه دهد. با درايت، نظم و انضباط بي­نظير و رعايت جامع­الاطراف قوانين و مقررات موضوعيه به حل و فصل امور قضايي مي­پرداخت و مهمترين نقيصة دستگاه قضاء را كمبود قضات معتقد و ملتزم به اجراي دقيق قوانين و ضوابط قضايي، مستقل و بدون وابستگي سياسي و جناحي مي­دانست.

بدرستي با افراط و تفريط مخالفت و مبارزه مي­كرد. حضور برخي عناصر و ديدگاه­هاي افراطي و تندرو در دستگاه قضايي را مانع از اجراي عدالت و برپايي فضاي اسلامي مي­دانست و همواره تلاش و كوشش داشت اين ديدگاه­ها و عناصر به تعادل گرايش يابند و كساني كه نمي­پذيرند و يا نمي­توانند  بي­طرفي را رعايت نمايند از دستگاه قضايي خارج شوند.

تا جائي كه قانون اجازه مي­داد و مصالح كشور و مردم ايجاب مي­نمود تابع دستورات مافوق بوده و انعطاف بخرج مي­داد. اما چنانچه تشخيص مي­داد اجرا يا عدم اجراء موردي با مباني قانوني و شرعي مغايرت دارد به هيچ وجه زير بار نمي­رفت. در درجه اول سعي و تلاش مي­كرد كه با توضيح و روشن كردن ابعاد مسأله نظر مافوق را تحقق ببخشد و در صورتي كه موفق نمي­شد تا سرحد استعفاء و از دست دادن هرگونه عنوان و سمتي پيش مي­رفت. خوشبختانه در بسياري از موارد چون نظرات و      ديدگاه­هايش موافق قانون، شرع و مصالح عاليه كشور بود مسئولين نقطه نظراتش را قبول و اجرا مي­كردند.

چون صرفاً در قضاوت، قوانين و مقررات و منافع كشور و مردم را در نظر داشت بسياري از مخالفين نيز به درستي اقداماتش اذعان مي­نمودند. سعي وافر داشت به كساني كه با فعاليت­ها و ديدگاه­هاي مديريتي و قضايي­اش مخالفت مي­كنند و حتي كار را به سعايت و كارشكني مي­رسانند، مقابله نكند. از اقدامات تبليغاتي و جوسازي در امور قضايي اجتناب مي­نمود و اين قبيل اقدامات را از آفات دستگاه قضا و عدالت مي­دانست. براي رسيدن به پست و مناصب بالاتر به هيچ وجه حاضر به زد و بند و معامله نبود كه اگر چنين بود به مناصب بسيار بالا گمارده مي­شد. حتي در زماني كه به اصرار رئيس وقت قوه قضائيه معاول اولي قوه قضائيه به ايشان پيشنهاد شد و حتي حكم نيز انشاء گرديد چون حاضر به برخي كرنش­ها و كوتاه آمدن از اصول خود نشد، مسأله را منتفي نمود.

در مديريت كوشا و دقيق بود. قبل از وقت اداري در دفتر خود حاضر و به كار مشغول مي­شد و در طول روز تمامي مراجعين را مي­پذيرفت و شخصاً به مشكلات آنها گوش مي­داد و دستور رسيدگي صادر مي­كرد. در ارتقاء و انتصاب قضات و سمت­ها مشورت مي­كرد و ا شخاص واجد شرايط را به دور از رفيق و دوست­بازي و زد و بند و خوشايند اين و آن پيشنهاد مي­داد و هيچگاه بدون توجه به سوابق و روال مرسوم و معمول تصميم نمي­گرفت. خود ايشان نقل مي­كردند كه در اوايل كار قضايي بدون رودربايستي مسائل را از قضات و حقوق دانان كاركشته و با تجربه مي­پرسيدند و از معلومات آنها بهره مي­گرفتند و به همين دليل واقعاً در دوره فعاليت خود توانست، نمونه و الگويي براي مديريت و قضاوت كشور را به منصه ظهور برساند.

از نظر ايشان استقلال قوه قضاييه در استدلال قاضي خلاصه مي شد. با وجود اينكه ايشان از چندين نفر از مراجع عظام تقليد گواهي اجتهاد داشتند و خود مجتهد جامع الشرايط بودند اما هيچگاه نظرات و آراء فقهي خود را در قضاوت و تصميم­گيري­ها دخالت نمي­دادند و اعتقاد داشتند كه بايد مُرّ قانون اجرا شود و اگر قرار باشد هر كس به نظر خود و خلاف قانون عمل كند هرج و مرج مي شود به خصوص اعتقاد داشتند در حالي كه حكومت اسلامي برقرار است و احكام و قوانين نيز اسلامي است ديگر نمي بايد در مقابل نص به آراء شخصي مراجعه نمود.

بالاخره پس از سالها قضاوت و مديريت قضايي در سال 1381 بخاطر وجود برخي بي­نظمي­ها و ناملايمات تقاضاي بازنشستگي كرد و از دستگاه قضايي كناره گرفت.

مرحوم آیت الله صفدري با وجود پذيرش عناوين و سمت هاي مديريتي و قضايي همواره خود را طلبه مي­دانست و وظيفه اصلي خود را بيان احكام و اشتغال به امور معنوي و روحاني قلمداد مي­نمود .از اين رو از سال 1374 امامت جماعت مسجد جامع امام جعفر صادق (ع) واقع در اقدسيه تهران را برعهده داشت و به قول خود ايشان پس از بازنشستگي به وظيفه و شغل اصلي­اش يعني طلبگي برگشت. در اين راستا به طور مرتب و منظم به اقامه جماعت پرداخت و در كنار آن به رتق و فتق امور ديني و شرعي مردم اشتغال يافت. تمامي وقت و عمر و انرژي خود را صرف تبليغ و راهنمايي مردم مي­كرد و با توجه به داشتن اجازه انجام امور شرعيه و حسبيه و نمايندگي از سوي كليه مراجع تقليد گذشته و حال توانست نقش موثري در جهت پي­ريزي و تقويت پايه­هاي اعتقادي و اخلاقي مردم به خصوص نسل جوان در منطقه شميرانات تهران ايفاء نمايد. دفتر ايشان از يك ساعت قبل از اذان ظهر و مغرب پذيراي انبوه مراجعين از هر قشر و طبقه و سن؛ از جوان و نوجوان گرفته تا كهنسال بود كه جهت پاسخگويي به مسائل شرعي و رفع و رجوع امورات ديني و شرعي؛ اجتماعي و فرهنگي و حتي خانوادگي نزد ايشان مي­آمدند نظم؛ اخلاق و خوشرويي و صبر و حوصله در استماع مشكلات مردم و راهنمايي دقيق ودلسوزانه، ايشان را مورد توجه و علاقه مردم قرار داده بود چنانچه بسياري از مردم او را ملجاء و پناه خود ميدانستند و از صميم قلب او را دوست داشته و به او اعتماد و اعتقاد داشتند.

ايشان در دو دوره به عنوان امام جماعت نمونه كشوري انتخاب و معرفي شدند و مورد تشويق قرار گرفتند.

در اوقات فراغت مشغول مطالعه كتب روايي و سيره پيامبر و ائمه و تفاسير و ساير منابع فقهي بود و غالبا نيز نتايج مطالعات و آراء و نظرات خود را به رشته تحرير در مي­آورد و يادداشت مي­كرد. از اوقات خود حداكثر استفاده را مي­كرد و لحظه­اي از وقت خود را هدر نمي­داد در عين حال از طريق رسانه­هاي جمعي و اشخاص متعهد، امين و صاحب نظر اخبار و مسائل سياسي روز را پيگيري مي­كرد با اين وجود به دليل نقش فراگير و پدرانه خود حاضر نميشد مستقيماً در مسائل سياسي و جناحي اظهارنظر نموده و يا نقطه نظرات خود را تبليغ كند. از چند سال قبل به عضويت شوراي فرهنگ عمومي شهرستان شميرانات درآمد و توانست در اين شورا گام­هاي مؤثري در جهت فرهنگ­سازي و ترسيم سياست­ها و راهكارهاي فرهنگي و اجتماعي بردارد عضويت معظم له در شوراي فرهنگ عمومي شميران فرصت مغتنمي براي اعضاء اين شورا بود كه در هر جلسه علاوه بر بهره­گيري از آراء و عقايد فرهنگي ايشان؛ در ابتداي جلسه از دروس اخلاق و نصايح ايشان بهره­مند گردند علاوه­بر اين در جلسات ائمه جماعات شمال تهران و ساير جلسات تشكيل شده معمولاً به بيان درس اخلاق مي­پرداخت كه همواره مورد استقبال مستعمين قرار مي­گرفت.

در يك جمله مرحوم آیت الله  صفدري عالمي عامل بود. تمام هم و غم خود را صرف خدمت به مردم و جامعه مي­نمود. در بيان نظرات خود كه تماماً برگرفته از تعاليم و معارف غني اسلامي بود بسيار شجاع و قاطع بود. نظم و انضباط، اخلاق، خوشرويي و بزرگ منشي، تقوي و خلوص نيت و پرهيز از هواي نفس و روحيه كمك به ديگران و سعه صدر از ويژگي­هاي بارز شخصيتي ايشان بوده كه زبانزد خاص و عام است.

ايشان از ابتداي سال 1388 عليرغم ابتلاء به بيماري صعب­العلاج و بارها انجام عمل جراحي و بستري شدن در بيمارستان هيچگاه سنگر مسجد را رها نكرد و با عشق و علاقه تا واپسين روزهاي حيات پر بار و معنوي خود و با تحمل سختي­ها و درد و رنج بسيار به امامت جماعت مؤمنين مي­شتافتند. سرانجام در سحرگاه روز سه­شنبه 4/12/88 تسبيح گويان دعوت حق را لبيك گفت و به ملكوت اعلي پيوست. پيكر مطهر ايشان با حضور خيل عظيم مردم و دوستداران ايشان از مسجدي كه سالها در آن اقامه جماعت مي­نمود، تشيع گرديد. در روز پنج­شنبه هفتم اسفند نيز با حضور جمع كثيري از مردم قم مراجع عظام تقليد و نمايندگان بيوت حضرات آيات، روحانيون و طلاب و دوستداران ايشان از شهرهاي مختلف از مسجد نو به سمت حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) تشيع گرديد و پس از اقامه نماز به امامت حضرت آيت­اله العظمي سبحاني به پيكر مطهرش در گلزار شهداي شيخان در جوار بارگاه مقدس حضرت معصومه (س) و قبور مطهر علماي بزرگ اسلام آرام گرفت. مجالس ترحيم با شكوه با حضور خيل عظيم مؤمنين علاوه ­بر تهران در شهرهاي قم، هرسين كرمانشاه، خرم­آباد، اصفهان و سربندان دماوند برپا گرديد. عاش سعيدا و مات سعيدا


 

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم بهمن 1393 توسط مجید سالاری
فرا رسیدن سال اقتصاد ملی فرهنگ با عزم ملی ومدیریت جهادی را به کلیه همشهریان عزیز و هم وطنان خوب تبریک وتهنیت می گویم  امید وارم در پیشبرد اهداف این سال پشت سر مقام معظم رهبری وخدمتگزاران صدیق این نظام متعالی از هیچ گونه تلاش وکوششی دریغ نورزیم
نوشته شده در تاريخ شنبه نهم فروردین 1393 توسط مجید سالاری

چندي پيش هنرمند ان عزيز شهر طنز زيباي انتقادي تحت عنوان روزنامه ناميد فارس را به صحنه بردند بنده ضمن تشكر از دقت نظر هنرمندان وروحيه انتقادي ايشان اين امر را به فال نيك ميگيرم واميد وارم كه اين فتح بابي بشود به منظور هر چه پر بار تر شدن ماهنامه اميد فاس وبد نيست به اين دوستان عزيز يا د آور شوم كه اين نشريه ماهنامه است نه روز نامه بهتر بود در طنز اين مورد هم لحاظ مي شد . از همه هنر مندان خوب شهر به خاطر دقت نظرشان تشكر مي كنم

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 توسط مجید سالاری

چندي پيش هنرمند ان عزيز شهر طنز زيباي انتقادي تحت عنوان روزنامه ناميد فارس را به صحنه بردند بنده ضمن تشكر از دقت نظر هنرمندان وروحيه انتقادي ايشان اين امر را به فال نيك ميگيرم واميد وارم كه اين فتح بابي بشود به منظور هر چه پر بار تر شدن ماهنمام اميد فاس وبد نيست به اين دوستان عزيز يا د آور شوم كه اين نشريه ماهنامه است نه روز نامه بهتر بود در طنز اين مورد هم لحاظ مي شد . از همه هنر مندان خوب شهر به خاطر دقت نظرشان تشكر مي كنم

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 توسط مجید سالاری

قصد داریم به زودی ماهنامه امید فارس را با مدیریتی جدید را منتشر  کنیم ودست همکاری به سوی اهل اندیشه ونخبگان شهرستان دراز می کنیم امیدواریم که در این راه مورد لطف وهمراهی شما قرار گیریم .

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم آذر 1392 توسط مجید سالاری
۱۳آبان سالروز تولد شعار مرگ برآمریکا روز حماسه وشعور روزی که دانشجویان پیرو خط امام بصیرت روعلم را با هم معنا نمودند بر همه دانشجویان وحماسه سازان  خط امام ورهبری تبریک وتنهیت با د
نوشته شده در تاريخ شنبه یازدهم آبان 1392 توسط مجید سالاری
فرا رسیدن روز خانواده وتکریم باز نشستگان
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نهم آبان 1392 توسط مجید سالاری

شكفته می شود از پرتو تبسّم مهر         شكوفه های پر از عطر دانش و تعلیم

حرف اول  : مهر از راه خواهد رسید . با تمام شكوه و هستیش ؛ پاییزی كه بهاری جان گشا را در خود نهفته دارد.برای « شكوفه » های كلاس اول ، تپیدن قلبی است مضطرب و لحظه هایی ناشناخته و موهوم از فضایی جدیدبرای دانش آموزان ، شوق دوباره دیدن ها ، دوستی ها ، شیطنت ها و البته گاه تنبلی های بچه گانه : خواب و بیداری ، خواندن و نخواندن ، نوشتن و ننوشتن ، رفتن و نرفتن.برای معلمان و دبیران،  اشتیاق آموزاندن ، جذبه ، تكلیف ، صمیمیت ، امتحان و درس؛برای اولیا باز همان وسواس ها و اضطراب های اشتیاق آلود ، دلتنگی ها ، تنهایی ها و شور زدن های متداول.
 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام مرداد 1392 توسط مجید سالاری
  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ